چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی

2012/02/17

نام فیلم: چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی
منتقد: راجر ابرت

خیلی عجیب است. «چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی» موفق به خراب کردن بازی جانی دپ می‌شود در حالی‌که باید در بالاترین نقطه‌ی فیلم قرار می‌گرفت. دپ، بازیگری با استعدادهای بی‌شمار، تا به‌حال از انتخاب شانسی نه‌ترسیده بود اما این‌بار انتخاب اشتباهی کرده‌است. «ویلی ونکا»ی او نقطه‌ی ابهامی در مقابل فیلم‌های لذت‌بخش دیگر تیم برتون است ولی تا حدی اختراعات دیداری‌اش شگفت‌انگیز است.

عنوان فیلم به‌درستی انتخاب شده‌است. بی‌شباهت به «ویلی ونکا و کارخانه‌ی شکلات‌سازی» (۱۹۷۱) که متکی بر حال و هوای تمثیلی جن وایلدر بود نیست، «چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی» بیش‌تر در مورد چارلی است. «چارلی باکت» جوان بسیار باشهامت و دوست‌داشتنی است و از خانواده‌ای جالب و غیرعادی می‌آید به‌طوری که شگفتی‌های کارخانه‌ی شکلات سازی در مقابل زنده‌گی روزانه در محل اقامت باکت جذاب‌تر نیست.

زنده‌گی باکت‌ها در خانه‌ای می‌گذرد که به صورت دیوانه‌واری کج است و به‌نظر می‌رسد توسط دکتر کالیگاری در امتداد خطوط قفسه طراحی شده‌باشند. خانواده خیلی فقیر است. چارلی در یک اتاق محقری می‌خوابد که پوششی برای جلوگیری از ورود هوا نه‌دارد و هر چهار والدینِ پدر و مادرش ظاهرن یک‌جا در یک تخت خواب مشترک خوابیده و زنده‌گی می‌کنند، دو تا در یک طرف و دو تا در طرف دیگر. وقتی پدرش دنبال شغل است، مادرش به امور خانه می‌رسد. «پدر بزرگ جو» دوران شادی را به‌یاد می‌آورد وقتی که او و هر کس دیگر در دور و اطراف‌اش در کارخانه‌ی شکلات‌سازی کار می‌کردند.

افسوس، ۱۵ سال قبل از آن‌که داستان شروع شود، «ویلی ونکا» کارکنان‌اش را مرخص و در کارخانه‌اش را قفل کرده‌بود. با این‌حال دنیا از محصولات «ویلی ونکا» لذت می‌برد؛ ویلی چه‌طور آن‌ها را درست می‌کند؟ یک روز ونکا به شکل حیرت‌آوری مسابقه‌ای را اعلام می‌کند: برای پنج بچه‌ی خوش‌شانس که بلیط‌های طلایی را در شکلات‌های ونکا پیدا کنند، دروازه‌های بزرگ کارخانه به روی‌شان باز خواهندشد و ویلی شخصن تا آن‌ها را تا کارخانه راهنمایی خواهد کرد. و وعده‌ی خاصی که به یکی از آن‌ها داده شده. البته که چارلی بدون هیچ تعلیقی یکی از بلیط‌ها را صاحب می‌شود.

این نوع فیلم کششی دارد که بی‌شباهت به فیلم کودکان یا کم‌تر از «خوک در شهر» نیست. متروپولیس دست به دوباره‌سازیِ فانتزی زده‌است. تیم برتون مبتکر تصور شادی از شهر و کارخانه است و محصولات فیلم توسط الکس مک‌دِوول به‌شکل خارق‌العاده‌ای طراحی شده‌است. دیوید کِلی به عنوان پدربزرگ جو آدمی دوست‌داشتنی و عجیب است که چارلی را در کارخانه همراهی می‌کند؛ شما ممکن است او را به صورت برهنه در فیلم «ویکینگ ند» موتور سواری می‌کرد به یاد داشته باشید. و فردی هایمور جوان که نقش مقابل دپ در فیلم «پیدا کردن هیچ‌کجا» بود، امیدوار و جسور و همیشه مانند چارلی راضی‌کننده است.

مشکل این است که او این‌بار هیچ‌کجا (نِورلند) را پیدا کند. جانی دپ احتمالن رد می‌کند که موقعی چهره و احساس ویل ونکا را خلق می‌کرده مایکل جکسون را در ذهن‌اش داشته، اما بیننده‌گان فیلم به چشم‌های‌شان اعتماد دارند و وقتی می‌بینند که ویلی برای خیرمقدم گویی به پنج برنده‌ی کوچک درهای کارخانه‌اش را باز می‌کند، بهتر خواهد بود که بچه‌ها با پدر و مادرهاشان همراه شوند. «ونکا»ی دپ –لباس‌های شیک‌اش، صورت رنگ‌پریده‌ی عجیب‌اش، آرایش چهره و لب‌هایش، کلاه‌اش، رفتاراش- لاجرم مرا به‌یاد جکسون می‌اندازد (و همچنین استفاده‌ی کارول بنت از دندان، گونه و مدل مویِ او).

مشکل تنها این نیست که ویلی ونکا شبیه مایکل جکسون است؛ بلکه این است که در راهی عجیب و غریب وارد می‌شود که انگیزه‌اش برای ما مشخص نیست. داستان حتا تا زمان اولین انتشارش با نام ویلی و کارخانه‌اش که توسط رولاند دال نوشته شده‌بود، زمینه‌های مختل‌کننده‌ای داشت (که همچنین نام او چارلی بود نه ویلی). اتفاقات وحشت‌ناک و کثیفی سر بچه‌ها داخل کارخانه می‌آید، هم در کتاب و هم در هر دو فیلم؛ شاید ویلی از گردش به‌منظور تنبیه اخلاقی بچه‌های لوس استفاده می‌کند، در حالی‌که به چارلیِ خوب، فقیر و نجیب پاداش می‌دهد. (چه‌طور این اتفاق می‌افتد که چهار برنده‌ی دیگر با ویژگی‌های کودکی شرورانه نشان داده می‌شوند؟ من فکر می‌کنم فقط به خاطر خو‌شانسی ویلی.)

ما در آغاز فیلم کار شگفت‌آور کارخانه را می‌بینیم، سکانسی با برنامه‌ای ساده که مانند سرسره‌ای پایین می‌آید. بالاخره وقتی پنج کودک و مراقبان بزرگ‌ترشان وارد کارخانه می‌شوند اولین صحنه‌ای که می‌بینند، تصوری اعجاب آور است: دورنمایی از خوردنی از رودخانه‌ی شکلات تا درختان آب‌نباتی و (بدون شک) صخره‌های شیرین. ویلی پشت درهای قفل شده‌اش تفریح‌گاهی جذاب برای خودش تدارک دیده، ظاهرن. وقتی که بازدید ادامه می‌یابد ما به اسراری از چهره‌ی کاریِ او دست می‌یابیم: او از «اومپا لومپا»ها استفاده می‌کند، صمیمانه‌ترین و اختصاصی‌ترین کارگرها را که به مدد معجزه‌ی دیجیتالی و با ابهام شوم دیپ روی دقیقن شبیه هم هستند، به‌کار می‌گیرد. ما را به‌یاد کمک‌های هم‌شکل سانتا در «قطار قطبی» می‌اندازد.

نکته‌ی اصلی داستان این است که کودکان بد تنبیه شدند.کارهای زشت آن‌ها متفاوت است؛ «وروکا سالت» بچه‌ی لوس بداخلاقی است؛ «ویولت بیوگارد» خواهان سبقت به روش مسابقه‌ای است؛ «مایک تیوی»‌ از مهارت‌ها و مزه‌هایی که در بازی‌های ویدئویی یاد گرفته به دنیا نزدیک می‌شود و آگوست گلوب می‌خواهد بیرون‌اش را مانند خوکی کوچک چاق کند.

همه‌ی این بچه‌ها به عواقب تخطی از قوانین دچار می‌شوند. من شک داشتم که آیا بچه‌های کوچک‌تر از فیلم می‌ترسند، اما من از تجربه‌ی طولانی فیلم اول فهمیدم که آن بچه‌ها بنا به دلایلی به صورت غریضی می‌دانند که داستانی احتیاط آمیز است و حتا زمانی که یکی از شخصیت‌ها با لوله‌ی مکنده‌ی شکلات بالا کشیده می‌شود، هیچ‌کدام غیب‌شان نمی‌زند.

چارلی و پدربزرگ‌اش به چشم‌درشت ملحق می‌شوند و داستانک‌هایی فرعی مخصوصن در مورد ویولت بیوگارد قبل از پایان خوش‌اش به‌وجود می‌آید. چیزی که بسیار درخشان است در فیلم، تجمع موسیقاییِ اومپا لومپاها است که به‌نظر می‌رسد زمان زیادی را صرف یادگرفتن فیلم‌های موزیکال هالیوودی کرده‌اند. بچه‌ها، ماجراهای‌شان و آهنگ و گروه رقصنده‌ها بسیار سرگرم کننده هستند و با این که ویلی ونکای دپ واقعن خطرناک به‌نظر می‌رسد اما هیچ صدمه‌ای به فیلم نمی‌زند.

او در مورد چه‌چیز فکر می‌کرد؟‌ در «دزدان دریای کاراییب» دپ تحت تاثیر کیست و یا قرار می‌گیرد که ما را تحریک می‌کند که القای واقعی را در این اجرا ببینیم. اما «دزدان…» را کنار بگذاریم، آیا کسی می‌تواند به ویلی نگاه کند و به مایکل جکسون فکر نه‌کند؟‌با تفکر به زنده‌گی دنج‌اش، اشتیاق‌اش به لباس‌ها و لوازم‌اش، به اقامت‌گاهی که به سختی به‌وسیله‌ی بزرگ‌ترها برای بچه‌های داخل‌اش ساخته شده [!]. چه چیزی در آن در حال وقوع است؟ چه بدشانسی‌ای که وقتی نتیجه‌ی محاکمه‌ی جکسون به سرانجام می‌رسد فیلم مشهور می‌شود.

About these ads

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 341 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: